به سراغ من اگر می آیید،
پشت هیچستانم.
پشت هیچستان جایی است.
پشت هیچستان رگ های هوا ،
پر قاصد ها ییست که خبر می آرند،
از گل واشده ی دورترین بوته ی خاک .
روی شنها هم نقشهای سم اسبان سواران ظریفی است که صبح،
به سر تپهی معراج شقایق رفتم
پشت هیچستان ،
چتر خواهش باز است:
تا نسیم عطشی در بن برگی بدود،
زنگ باران به صدا می آید.
آدم اینجا تنهاست و در این تنهایی، سایه ی نارونی تا ابدیت جاریست.
به سراغ من اگر می آیید،
نرم و آهسته بیایید
مبادا که ترک بردارد چینی نازک
تنهایی من....
نظرات شما عزیزان:
رضا 
ساعت0:32---1 مهر 1390
سلام داداش خیلی وب قشنگی داری...اگه خواستی تبادل لینک کنیم بگو منتظرم
|